دلنوشته
سلام
سلام به تویی که وسواسی شدن توی سلام دادن رو با سلام دادن به تو شروع کردم
سلام به تو که ...
گفته بودم مینویسم
یا علی
متنفرم از خودم که کارم به جایی رسیده که الان بو اشک و آه باید اینارو بنویسم
منی که هر عاشفی رو ببینم میگم
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عشق از من و عاشقیم باید خجالت بکشه
من از خدا خجالت میکشم
به بهترین شکل خلقم کرده و بهترین دانشها رو توی مغزم گذاشته
ولی من با داده هاش چه کار کردم؟؟
دستم به یه علامت سئوال گذاشتن نمیره
اصلا دقت کردی؟؟
عمرا دقت کرده باشی
خیلی وقته به من دقت نمیکنی و این منو میکشه
ولی برای تو که مهم نیست
اشکهام نمیذارن دیگه ببینم و تایپ کنم
باشه برای بعد
+ نوشته شده در شنبه هفتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۲:۵۱ ب.ظ توسط امین
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"