وبلاگ ما دونفر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز&فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

از وبلاگ دیگر ما نیز دیدن کنید....!!

www.amin-samira.fay.ir

وبسایت باتو ستاره می شوم....!!

يا حق

شعري از خودم 86

گويي تو ز من نفس همي ميخواهي ؟

گر از بر من نفس كنارت برسد

از آن نفسم نفس به جانت برسد ؟

در هر نفسم دعاي بهروزي توست

من هر نفسم را به تو ميبخشم باز

از قدرت عشق تو درون دل من

باري نفسم به لب تواند برسد

مجموع نفس كشيدنم عشق تو است

مجموعه من فداي خنديدن تو

ادامه نوشته

شعري از خودم 85

راز دلم صحبت از اين عاشقي ست

صحبت از اين عمر ، به دلدادگي ست

روز و شبم فكر دو چشمان توست

چشم كه نه ، نرگس مستان توست

بي تو شبم سر به ثريا زده

قلب من از فكر تو رويا زده

خواهش من ، خواهش يك عاشق است

خوبي عذرا به دل وامق است

روي هما ،‌ دل ز همايون ربود

ليك ، هما را نگهي چون تو بود ؟

صحبت شيرين دل فرهاد برد

خسرو از او هر چه توان برد، برد

رام ، نگاهش چو به سيتا فتاد

چشم ، بر آن دلبر زيبا فتاد

عقل و دل و دين به رخ يار داد

دل به نگاه صنم اين بار داد

ويس در اين معركه رامين شكار

كرد و بيامد به دل كارزار

گرچه بزد كوزه مجنون بدست

ليلي ما دل به دل يار بست

شادي محمود ، ز دست اياز

گشته فزون ، كرده دلش شاد باز

رستم دستان دل خود باخته

از رخ تهمينه بتي ساخته

شاه جهان دل به تو ممتاز محل باخته

 بهر دل و عشق ، چو يك تاج محل ساخته

بهر زليخا چه كسي يوسف است ؟

بر دل يوسف ، دل او منصف است ؟

نورجهان ، عشق جهانگير بود

وادي عشقش كه چه شبگير بود

چشم سبا در پي يك يار بود

قلب سليمان به كف اين بار بود

چشم سلامان تو مپندار باز

جز رخ ابسال ، نگه كرد باز

زهره به فكر است همه روز و شب

ياد منوچهر كند زير لب

رابعه ديگر نرود بر شكار

خوبي بكتاش شدش كار و بار

روي گل اندام چه جادو نمود ؟

تا دل بهرام بسوزد چو عود

قامت رودابه در افكار زال

همچو عقابي بگشوده ست بال

عشق منيژه به دل بيژن است

شوق دلش روي صنم ديدن است

عشق امير ارسلان ، ابروي فرخ لقاست

ناز و ادايش ببين ، راز همه نازهاست

ليك در اين معركه ، عشقي از اين ها سواست

عشق امين در جهان ، عشق همه ماسواست

عشق سميرا به دل ، دارد امين محشر است

عشق سميراي من ، از همه عالم سر است

شعري از خودم 84

از رخ چون مه تو‌ ، این دل من حیران است

دل من در پی تو گرید و هم نالان است

تو گل پاک منی جای تو در قلب من است

نگهت سحر و دگر عشق تو هم ایمان است

تو به من لطف کن و حرف دلم را بشنو

در پی عشق تو این قلب ، چه سرگردان است

تو سمیرا دل من را نگهت جادو کرد

صورت ماه تو فردوس برین شایان است

کار من عشق رخت باشد و این را دانم

که دلم بهر رخت بی سر و بی سامان است

حرف من را تو به جان گوش کن ای زیبا رو

نام من عاشق و عشقم به تو جاویدان است

روز اول به تو گفتم که تو را خواهانم

دل من بر سر آن عهد و برآن پیمان است

شعري از خودم 83

به دلم عشق كسي هست ، خدا ميداند

عشق زيبا صفتي هست ، خدا ميداند

به دلم هيچ كسي خوبتر از يارم نيست

يار من اسوه عشق است ، خدا ميداند

عشق من ، روح من و جان من است

عشق من عشق نهان نيست ، خدا ميداند

عشق يار است كه از شوق رخش

به دلم شور و صفا هست ، خدا ميداند

به دلم شور و صفا گر كه مداوم دارم

يارم اسطوره ناز است ، خدا ميداند

چشم و ابرو و نگاهش به دلم آتش زد

زان سبب سوز و گداز است ، خدا ميداند

ليك از سوز و گداز دلم اين را دانم

عشق او مرحم زخم است ، خدا ميداند

تو مپندار كه راحت به كناري هستم

دلم از غصه سياه است ، خدا ميداند

مرحم غصه من بوسه اي از آن لب توست

بوسه ات ، آب حيات است ، خدا ميداند

من اگر عشق تو در دل دارم

عشق تو راحت جان است ، خدا ميداند

به شب و صبح دلم منتظر صحبت توست

صحبتت خاطره ساز است ، خدا ميداند

گوش من منتظر صوت خوش يار من است

صوت او روح نواز است ، خدا ميداند

گوش من منتظر ديدن روي مه توست

ديدنت حاجت چشم است ، خدا ميداند

به دلم هيچ كسي هيچ زمان رخنه نكرد

ليك امروز دلم مأمن يار است ، خدا ميداند

چشم و ابرو و نگاهت به مثال حوري

كه همان حوري عين است ، خدا ميداند

تو مپندار كه غير از تو اميدي دارم

شوق من وصل و وصال است ، خدا ميداند

غير تو هيچكسي حرف مرا درك نكرد

نام تو ورد زبان است ، خدا ميداند

باغ فردوس برين جايگه خوبان است

شاه فردوس نگهدار شما هست ، خدا ميداند

قلبم و جان من اينك متعلق به تو است

بنده روي چو ماه است ، خدا ميداند

تو مپندار دلم خالي از عشق يار است

به دلم عشق سميراست ، خدا ميداند

بيست و هفت سال صبوري به جهان ميكردم

عشق تو ميوه صبر است ، خدا ميداند

تو سميرا دل من وصل تو را خواهان است

وصلت آرامش جان است ، خدا ميداند

شعري از خودم 82

باز هوا بوي وفا را دهد

بوي همان مهر و صفا را دهد

باز دلم بهر تو اي خوبروي

از پس هر ذكر دعا را دهد

قدرت عشق است كه باعث شده

باز هوا بوي سميرا دهد