شعری از خودم 89

باز هم نام تو بر لب آمد

سمیرا ، سمیرا ، سمیرا

نام تو را معنی چیست ؟

بنده خوب خدا ؟

یار خوش منظر ما ؟

معنی اسمت چیست ؟

عطر گل یاس دمن ، یعنی سمیرا ؟

تمام احساس جهان ، یعنی سمیرا ؟

یک عالمه ناز و ادا ، یعنی سمیرا ؟

هر شب و روز به در گاه خدا راز و نیاز ، یعنی سمیرا ؟

نه معنیش این ها نیست

واژه ای لایق آن اینجا نیست

معنی اسم قشنگت شاید

اقیانوس وفاست

چشمه آب بقاست

ارزشت سر ز طلاست

نام تو عاشقی زبان ماست

بودنت پیش دلم ، آخر رویاهاست

دوستت میدارم باز هم زیبایم

باز هم مرا ببخش

باز هم یارم باش

تو ز من دور نشو

باز هم اینجا باش

خسته ام ، تنهایم ، دل ریشم

باز هم با من باش

ادامه نوشته

شعری از خودم 88

چه كسي ميداند خانه دوست كجاست ؟

چه كسي ميداند عشق ما هركس ماست ؟

چه كسي ميداند روزها در پي شب

با دلي پر ز اميد ، مينويسيم ز جان

شعر ما ريشه ماست

نگهي سوي جهان هستي

نگهي سوي جهان مستي

ليك فرار ز هر بد مستي

عشق خود را داريم

قلم خويش بدست

مينويسيم ز عشق

مينويسيم ز جان

مينويسيم بر اين لوح

كه خالي هم نيست

گوش كن اين آهنگ

تپش قلبم را

كه به آهنگي شاد ، نغمه عشق زند

همه شعر من از بهر دو خط حرف من است

عاشقت هستم من ، دوستت ميدارم

مرد راهت هستم

و نشان خواهم داد عشق خود را بر تو

به تمام عمرم

هيچ داني كه چرا ، لحظه ها ميگذرند ؟

تك تك دقيقه ها ؟

چون نميخواهمشان

روزها ، ساعت ها ، ثانيه ها

نه ، نميخواهم من

لحظه هاي بي تو تكرار شدن

چون تو بايد باشي تا كه آنها باشند

از خدا عمر هزاران ساله ، بهر خود ميخواهم

بهر با تو بودن

بهر پر بگشودن در هواي عشقت

گوش كن عمر امين

گوش كن هستي من

گوش كن تاج سرم

اي سميرا جانم

دوستت ميدارم ، عاشقت هستم من

ادامه نوشته

شعري از خودم 87

هر شب و روز دلم بنده لبخند تو است

همچو مرغي به قفس مانده و در بند تو است

ناله هايم ز دلم آيد و بر لب برود

دل به هر لحظه عمر ، آرزو مند تو است

گر دلت از سر دوري ، به تنگي آيد

دل من هم به همان لحظه به مانند تو است

صوت تو علت تكرار دم و بازدم است

كه همين حرف ز من ، مايه يك پند تو است

تو سميرا ، نفسم بر نفست وابسته ست

آرزوي دل من آن لب چون قند تو است

ادامه نوشته