شعری از خودم 152
خورشيد عشق از افق هشتمش دميد
عطر رضا از مشهد اقدس به ما وزيد
از حضرتش وصال سميرا كه خواستم
در خواب صبحگاه به من داد اين نويد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۷ ق.ظ توسط امین
|
خورشيد عشق از افق هشتمش دميد
عطر رضا از مشهد اقدس به ما وزيد
از حضرتش وصال سميرا كه خواستم
در خواب صبحگاه به من داد اين نويد
با ميم نام او مي و مستي خريده ام
با ياي نام او لب ياقوت يار را
بوسيده و به جنت اعلي رسيده ام
از راي نام دلكش او راحتي مراست
كش راحت خيال و روان را بديده ام
تنها الف ز نام خودش بهر او بس است
كس را مثال يار خودم من نديده ام
حرف الف، امين سميرا شده ست و من
از حس خود به عشق سميرا رسيده ام