شعری از خودم 132
بجز عشقت به دلم هيچ ندارم ديگر
بود و هستم به فداي تو كه هستان مني
بهر هر عاشق دل خسته گلي باشد عشق
تو ز گل برتر و بالاتر و بستان مني
دل ز كف برد خراميدن چون آهويت
اي فدايت دل من آهوي جيران مني
كرده اي فتح دلم، پادشه ملك دلي
كه به شهنامه دل، رستم دستان مني
لازمم نيس دگر قصر و جلال و جبروت
كه به ملك دل من، كاخي و ايوان مني
متحير ز كمالات توام مهوش من
تو سميراي مني، علت حيران مني
"بسم الله الرحمن الرحیم"