به دلم عشق كسي هست ، خدا ميداند

عشق زيبا صفتي هست ، خدا ميداند

به دلم هيچ كسي خوبتر از يارم نيست

يار من اسوه عشق است ، خدا ميداند

عشق من ، روح من و جان من است

عشق من عشق نهان نيست ، خدا ميداند

عشق يار است كه از شوق رخش

به دلم شور و صفا هست ، خدا ميداند

به دلم شور و صفا گر كه مداوم دارم

يارم اسطوره ناز است ، خدا ميداند

چشم و ابرو و نگاهش به دلم آتش زد

زان سبب سوز و گداز است ، خدا ميداند

ليك از سوز و گداز دلم اين را دانم

عشق او مرحم زخم است ، خدا ميداند

تو مپندار كه راحت به كناري هستم

دلم از غصه سياه است ، خدا ميداند

مرحم غصه من بوسه اي از آن لب توست

بوسه ات ، آب حيات است ، خدا ميداند

من اگر عشق تو در دل دارم

عشق تو راحت جان است ، خدا ميداند

به شب و صبح دلم منتظر صحبت توست

صحبتت خاطره ساز است ، خدا ميداند

گوش من منتظر صوت خوش يار من است

صوت او روح نواز است ، خدا ميداند

گوش من منتظر ديدن روي مه توست

ديدنت حاجت چشم است ، خدا ميداند

به دلم هيچ كسي هيچ زمان رخنه نكرد

ليك امروز دلم مأمن يار است ، خدا ميداند

چشم و ابرو و نگاهت به مثال حوري

كه همان حوري عين است ، خدا ميداند

تو مپندار كه غير از تو اميدي دارم

شوق من وصل و وصال است ، خدا ميداند

غير تو هيچكسي حرف مرا درك نكرد

نام تو ورد زبان است ، خدا ميداند

باغ فردوس برين جايگه خوبان است

شاه فردوس نگهدار شما هست ، خدا ميداند

قلبم و جان من اينك متعلق به تو است

بنده روي چو ماه است ، خدا ميداند

تو مپندار دلم خالي از عشق يار است

به دلم عشق سميراست ، خدا ميداند

بيست و هفت سال صبوري به جهان ميكردم

عشق تو ميوه صبر است ، خدا ميداند

تو سميرا دل من وصل تو را خواهان است

وصلت آرامش جان است ، خدا ميداند