شعري از خودم 83
به دلم عشق كسي هست ، خدا ميداند
عشق زيبا صفتي هست ، خدا ميداند
به دلم هيچ كسي خوبتر از يارم نيست
يار من اسوه عشق است ، خدا ميداند
عشق من ، روح من و جان من است
عشق من عشق نهان نيست ، خدا ميداند
عشق يار است كه از شوق رخش
به دلم شور و صفا هست ، خدا ميداند
به دلم شور و صفا گر كه مداوم دارم
يارم اسطوره ناز است ، خدا ميداند
چشم و ابرو و نگاهش به دلم آتش زد
زان سبب سوز و گداز است ، خدا ميداند
ليك از سوز و گداز دلم اين را دانم
عشق او مرحم زخم است ، خدا ميداند
تو مپندار كه راحت به كناري هستم
دلم از غصه سياه است ، خدا ميداند
مرحم غصه من بوسه اي از آن لب توست
بوسه ات ، آب حيات است ، خدا ميداند
من اگر عشق تو در دل دارم
عشق تو راحت جان است ، خدا ميداند
به شب و صبح دلم منتظر صحبت توست
صحبتت خاطره ساز است ، خدا ميداند
گوش من منتظر صوت خوش يار من است
صوت او روح نواز است ، خدا ميداند
گوش من منتظر ديدن روي مه توست
ديدنت حاجت چشم است ، خدا ميداند
به دلم هيچ كسي هيچ زمان رخنه نكرد
ليك امروز دلم مأمن يار است ، خدا ميداند
چشم و ابرو و نگاهت به مثال حوري
كه همان حوري عين است ، خدا ميداند
تو مپندار كه غير از تو اميدي دارم
شوق من وصل و وصال است ، خدا ميداند
غير تو هيچكسي حرف مرا درك نكرد
نام تو ورد زبان است ، خدا ميداند
باغ فردوس برين جايگه خوبان است
شاه فردوس نگهدار شما هست ، خدا ميداند
قلبم و جان من اينك متعلق به تو است
بنده روي چو ماه است ، خدا ميداند
تو مپندار دلم خالي از عشق يار است
به دلم عشق سميراست ، خدا ميداند
بيست و هفت سال صبوري به جهان ميكردم
عشق تو ميوه صبر است ، خدا ميداند
تو سميرا دل من وصل تو را خواهان است
وصلت آرامش جان است ، خدا ميداند
"بسم الله الرحمن الرحیم"