دل نوشته های من

سلام

سلام به تو

تویی که به حرفهام زمانی که کسی برای گوش کردن نبود گوش کردی

تویی که بدون دیدنم منو میشناسی

تویی که بدون دیدنت میشناسمت

تویی که به من نزدیکی اگرچه دوری

تویی که هم زبونی هم ریشه ای

تویی که

تویی که

اصلیترین ویژگیت اینه که تویی

خودتی

همونی که همیشه فکر میکردم سر راهم قرار میگیره

کاش قدرت کلمات بیشتر از این بود

کاش من

کاش تو

کاش ما بشیم

چون تو گفتی که ابراز عشق ببخشید و معذرت نداره

میگم

دوستت دارم

عاشقتم

آدم ممکنه چند نفر رو دوست داشته باشه

پدر   مادر   خواهر   برادر   دوست  

ولی عشق

عشق

برای یک نفره

مختص یک نفره

عشق من تویی عشقم رو باور کن

خیلی منطق فاصله ها خواست که جایگزینت رو پیدا کنه

ولی قدرت عشق

قدرت خاطره ها

قویتر از منطق فاصله هاست

منطق به جنگ عشق اومد

ولی آخر این جنگ پیروزی یکی از دو طرف نبود

قبول یکی از طرف دیگری بود

عشق با دلایلی که به کمک عقل آورد

منطق رو قانع کرد

و منطق جدیدی ساخت

منطق دوست داشتن و عشق ورزیدن در سایه عقل

اگه برگشتنت سالها طول بکشه

اگه من لایق انتظارت باشم

منتظر میمونم

نزدیکتر از اونی هستی که با فاصله های فیزیکی دور بشی

به دل نزدیکی عزیز دل

نزدیکی

شک نکن

به من

به عشقم

به خاطره ها

میخوام ما شدن من        با اضافه شدن تو باشه

نه هیچ کس دیگه

نظرت رو بده

من    میتونم

باورم کن

باور کن

باور کن

باور کن

باور کن

باور کن

باور کن

شعری از خودم 9

بپاي عشق تو ، قلبم به زنجير

اسير عشق تو ، اين خان شبگير

منم عاشق منم ، حالي تو معشوق

 رسان او را به من ، تقدير ! تقدیر !

 

 

 

شعری از خودم 8

ز بس ناليدم از هجران يارم

دلم ديوانه شد در ياد يارم

دلم خونين جگر شد از فراقش

نميدانم كجا رفته است يارم

اگر با خنده هاي دلنشينش

به من جامي دهد از لعل ، يارم

همي ميرم به پاي نازنينش

و گيرم بوسه از دامان يارم

شعری از خودم 7

دلم از دوري یارم فسرده است

و روحم را سكوت پست خورده است

چنان مشتاق ديدارش شدم من

كه اين دل بر سلامش سر سپرده است

شعری از خودم 6

گهي عاشق منم گه يار عاشق

كه او عذرا و من باشم چو وامق

شکفته در دلم رویای عشقش

منم من عاشق شيداي صادق

شعری از خودم 5

چنان خوش مي شوم از يادت اي دوست

دلم پر مي كشد در يادت اي دوست

خجل بودم من و ديوانه دوست

مداوم مي زنم فرياد ، اي دوست

شعری از خودم 4

چه كنم كه يار يكدم نظري كند به حالم

چه كنم نميتوانم كه ز عشق من ننالم

همه شب به كوي یارم سپري كنم مداوم

چه كنم كه شور بختم چه كنم سياه فالم

نبود مرا سروري ز غمش به دار اين دل

چه كنم كه تو عقابي چه كنم شكسته بالم

شعری از خودم 3

زیبای جهان   يار اميران كه تو هستي

در بين مهان ، زهره خوبان كه تو هستي

از عشق تو با خون دلم بر سر ديوار نوشتم

در خاطر من ، شهره عشاق تو هستي

ادامه نوشته

شعری از خودم 2

اندر اين شب كه مرا چشم به راه است هنوز

در پي نور و همي منتظر فانوسم

كس نداند كه در اين نيمه شب رمز آلود

تا چه حد عاشق اين شهره شهر آشوبم

ادامه نوشته

آفتاب میشود

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب میشود

چکونه سایه سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب میشود

نگاه کن

تمام هستیم خراب میشود

شراره ای مرا به کام میکشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام میکشد

نگاه کن تمام آسمان من

پر از شهاب میشود

نو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمین عطرها و نورها

نشان داده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها ز ابرها بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پر ستاره میکشانیم

فراتر از ستاره می نشانیم

نگاه کن

من زا ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره میرسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان به بیکران به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج ها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیر پا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب به راه ما

چگونه قطره قطره آب میشود

صراحی سیاه دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب میشود

به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن

تو میدمی و آفتاب میشود

فروغ فرخ زاد

ادامه نوشته

یک شعر عاشقانه ترکی

گوزلرين آچ بير گئجه تا من گوروم ميخانه ني
( چشمهايت را يك شب باز كن تا من ميخانه را در آن ببينم )

دونياني ترك ايلييپ من دولدوروم پيمانه ني
( دنيا را ترك كرده ، پيمانه را پر كنم )

بي وفا اولسا نيگاري بير كسين بيچاره دير
( اگر يار كسي بي وفا باشد ، او بيچاره است )

بولبولون حالين دوشونمز گول، دئمه افسانه ني
( حال بلبل را گل نمي فهمد ، پس افسانه سرايي بس است )
 
اوت توتار عشقين يولوندا جان ورر بيچاره شمع
( شمع بيچاره در راه عشق آتش ميگيرد و جان مي دهد )
 
اما عاشيق سويليرهر كيم گوره پروانه ني
( اما عاشق دوست دارد كه هر كسي پروانه را ببيند )
 
قانلي كونلوم گوزليير يول تا سنه قوربان اولا
( چشم خونبار من چشم به راه توست تا قربانت شود )
 
گل بو هيجراندان خراب ائتمه داها كاشانه ني
( از اين هجران بيا و ديگر كاشانه را خراب نكن )
 
هر كونول الدن وره يارين او بير ويرانه دير
( هر دلي كه يار خود را از دست بدهد يك ويرانه است )
 
بير نظريار ائلسه آباد ائدر ويرانه ني
( اگر يار يك نظر بكند اين ويرانه آباد مي شود )
 
گر مني چكسن دارا اولدورسن الدن توتمارام
(اگر مرا به دار مي كشي ، بكش ، من تو را از دست نخواهم داد )
 
اولدور نده اوپ محبتدن دل ديوانه ني
( آري بكش ، نه اين كه از روي محبت دل ديوانه را ببوسي )
 
عاشيقه بير گون دئديم ترك ائله او ياري ، دئدي
( يك روز به عاشق گفتم ، يارت را ترك كن ، گفت )
 
 بيلميسن عشق آتشي له يانديريپ غمخانه ني؟
( نمي داني كه با آتش عشق غمخانه را به آتش كشيده است ؟ )

هاميني ترک ائلرم هر کيمسه واردير دونيادا
( همگان را ترك مي كنم ، هر كسي كه در دنيا هست )
 
اما من ترك ائدمرم او ساقي دوردانه ني
( اما من آن ساقي دردانه را ترك نخواهم كرد )
 
سنده گل ترک ائله مسجيد تا گئدخ ميخانه يه
( تو هم بيا مسجد را ترك كن تا با هم به ميخانه برويم )
 
توبه ائد ،سن محرم اول اوپ ديلبر جانانه ني
( توبه كن ، تو محرم شو و دلبر جانانه خود را ببوس )
 
سونرا گل با هم "وفا" جاندان اولاخ قوربان اونا
( بعد بيا اي وفا تا با هم از جان و دل قربان او شويم )
 
آغلاياخ شايد اشيدسين گريه ي مستانه ني
( گريه كنيم با هم تا شايد گريه مستانه ما را بشنود )

ادامه نوشته

نوشته های یک دوست عزیز

امروز با خودم انديشه کردم که دنيا بدون وجود من آيا معنايي دارد ...همه چيز در وجود من خلاصه است و بس...و واقعيتي است بي پايان ...پس با من که سخن مي گويي بي ترديد آزار دهنده سخن مگو...همه در من خلاصه اند و بي وجود من معنايي نيست پس اين را يقين کن آنچنانکه بودنت را ...وبا من آرام سخن بگو ...اين براي تو بهتر است و او وجود من را نشناخت هر چند من لبخندي داشتم آرام...ترديد را پايان است ...بي پاياني من را انگاره کن
ادامه نوشته

خدمات ترجمه رایگان

دوستان عزیز

اگر نیاز به ترجمه چیزی به زبانهای ترکی - انگلیسی - آلمانی - اسپانیایی - فرانسه - ایتالیایی - هلندی - لهستانی - اسلواکی - مجارستانی - لاتین - اوکراینی - کرواسیایی - بلغاری - فنلاندی - رومانیایی - پرتقالی - روسی - سوئدی - ژاپنی - چینی - کره ای - هندی - فارسی یا عربی داشته باشند به صورت رایگان این کار برایشان با درج در خواستشان در وبلاگ امکان پذیر است .

موفق باشید

درس رفاقت

ز چشم خویشتن آموختم درس رفاقت را          که هر عضوی به درد آید به حالش دیده میگرید
ادامه نوشته

گفتگوی قمار با شیطان

قمار : سام و علیکم آقا شیطون

ما همونیم که میگن هیچکسی باختش رو ندیده

چاکرت خیلی کسها رو گزیده

شیطان : آخه چطوری

- : خیلی هم آسون و فوری

- : سینه مردم رو با چاقو دریدی ؟

- : نه داییت دون پاشیده

 قصه لیلاج رو شنیدی ؟

همون یارو که میگفتن به خودش خیلی مینازه

فلک هم بهش میبازه

یهو اومد به خودش  دید رو خاکستره

جا هم تره از بچه خبر نیست

آقا شیطون اگه راستش رو بخوای کارای دنیا همه جون تو قماره

میگی نه کاری نداره اینو ثابت میکنم

از همون اول که آدم پا میگیره

روی زمین جا میگیره

بسته به شانسش که چی بارش بکنن

اونو پیاده ببرن

یا که سوارش بکنن

آخ که یه جو شانس آدمو این رو به اون رو میکنه

دستشو زود رو میکنه

یا که به عرشش میبره

یا که زیر فرشش میبره

کار قمار هم همینه

مهره اگه خوب بشینه

جون شما حرف نداره

- : پس تو قمار برد با کیه ؟ باختش و بردش یکیه ؟

- : برد قمار مال منه چون که داییت توپ میزنه

توپ های کاری که صداش در نمیاد

توپ های ما ارابه جنگی نمی خواد

تو بمیری دنیا زیر این توپ ها میزاد

- : شراب تو خم داری مگه ؟ بمب اتم داری مگه ؟

- : توپ میزنم بمب کدومه ؟

توپه که جون کلومه

یه توپ بلوف نما داریم

یک بلوف بجا داریم

این جوری ما توپ میزنیم

همه چی رو از جا میکنیم

یاروئه اول پولاشو رد میکنه

پول نباشه کارای بد بد میکنه

هر چیشو خواستیم جون تو حرف نداره

زندگیشو حتی رو این کار میذاره

از پول شير بچه ها تا پول نسخه و دوا

شهريه هاي مدرسه از پول اعيون تا گدا

انقده تو جيب منه كه جيب داره پس ميزنه

- : يك نفر و اين همه پول و پله ؟ پس كاراي ديگه كوشه بي حاصله ؟

- : غم نخور دنيا مال ماس

دنيا مال قمار بازهاس

اين كه حسادت نداره

چاكرت عادت نداره يكه زياد حرف بزنه

كاراي اصليشو با اين حرفها فراموش بكنه

دنيا قماره جون تو جنگها قماره جون تو


ولي دوستان عزيز به ياد داشته باشيد كه قمارباز هر چقدر هم كه استاد باشه اسمش روش هست

يعني : قمار باز ( نه قمار برد )

حتما نظر بديد هم از بعد ادبي هم فلسفي مخلصم

ادامه نوشته

بهترین خوبی ها

بهترین خوبی ها اینه که بدون منت هر کاری از دستمون بر میاد واسه شادی هم بکنیم بدون این که به صرف کردن یا نکردنش فکر کنیم
ادامه نوشته